تناقض در اناجیل

آيا در عبارات اناجيل كه وحي از طرف خداست تناقض هست؟

در يك بررسي اجمالي و مقايسه اناجيل با يكديگر اين طور نتيجه مي شود گرفت كه عبارات اناجيل كه از طرف خدا و وحي هستند و تعابير حضرت عيسي (ع) ، با يكديگر تناقض ندارند و تناقضات اناجيل در روايات اناجيل است كه مطالب موجود در اين باب را خدمتتان ارائه مي كنيم:
علامه شعرانى پس از نقل و بررسى تفصيلى 45 مورد از اشتباهات و تناقضات اناجيل، مى ‏نويسد: «اين بنده مؤلف از اين قبيل بيش از هفتصد تحريف يادداشت كرده ‏ام. در «اظهار الحق» ج اول، ص 165. گويد: اختلافات در انجيل به عقيده «ميل» سى هزار است و به طورى كه «گريسباخ» تحقيق كرده است صد و پنجاه هزار است و «شولز» كه آخرين محققين ايشان است عدد آن را به تحقيق نيافته است». ميرزا ابوالحسن شعرانى، راه سعادت، تحقيق : حامد فردى اردستانى، ص 282، چاپ اول، 1386، تهران : مرتضوى.
انجيل متى، عيسى(ع) را از فرزندان سليمان‏ بن داود(ع) مى‏ داند. ( انجيل متى، 1 : 6) در حالى كه وى در انجيل لوقا فرزند ناتان‏ بن داود معرفى شده است. ( انجيل لوقا، 3 : 31)3. در انجيل متى، عيسى(ع) اعلام مى‏ كند كه پس از مصلوب شدن سه شبانه روز در زمين مدفون خواهد ماند: «زيرا هم چنان كه يونس سه شبانه روز در شكم ماهى ماند، پسر انسان نيز سه شبانه روز در شكم زمين خواهد بود».( انجيل متى، 12: 40) در حالى كه اناجيل ديگر مدت دفن او را از غروب جمعه تا قبل از سپيده يكشنبه، يعنى حداكثر يك روز و دو شب مى ‏دانند. ر.ك : انجيل متى، 27 : 57 و 28 : 1 ؛ انجيل مرقس، 15 : 42 و 16 : 1 ؛ انجيل لوقا، 23 : 53 و 24 : 1. انجيل متى، 2 : 22 ؛ برگرفته از : مسيحيت، صص 100 - 102. انجيل مرقس - كه قديمى ‏ترين و كوتاه‏ ترين انجيل‏ها است - خاطرات قديس‏ پطرس حوارى را مطرح مى‏ كند كه متضمن احساسات بشرى عيسى است. در اين انجيل، عيسى موجودى مافوق بشر نشان داده شده و «فرزند انسان» لقب گرفته است، اما اثرى از اصل «تجسّم الهى» در پيكر عيسى و اصل ازليت او (وجود قبل از خلقت ) ديده نمى‏ شود. اما انجيل متى و انجيل لوقا، حاوى عباراتى است كه زمينه را براى اعتقاد به تجسّم ربوبيت در پيكر عيسى آماده مى ‏كند و انجيل يوحنا، به صراحت طبيعت الوهى عيسى را - چنان كه معاصرش يعنى پولس مطرح كرده بود - بيان مى‏ كند. اين تهافت مشكل پيچيده ‏اى است كه اذهان انديشمندان مسيحى را تاكنون به خود مشغول داشته و راه حل‏ هاى گوناگون اما بى‏ حاصل در رفع آن ارائه كرده ‏اند. ر.ك: كلام مسيحى، صص 66-80. در انجيل يوحنا از يحيى(ع) پرسيده مى‏ شود: آيا تو همان ايلياى نبى الياس هستى كه قبل از فرارسيدن روز موعود (ظهور مسيح ) بايد بيايد؟ يحيى تأكيد مى‏ كند: من چنين شخصى نيستم‏. كتاب مقدس، انجيل يوحنا، 1:19. بنابراين روز موعود هنوز فرانرسيده است. اما در انجيل متى به عيسى(ع) نسبت داده‏ اند كه گفت: «اگر بخواهيد قبول كنيد كه يحيى همان الياس است كه بايد بيايد» متى، 11:14. نويسنده انجيل لوقا براى برداشتن تنافى موجود ميان اين دو عبارت، مسأله را به گونه ‏اى ديگر توجيه كرده، مى‏ گويد: «و او (يحيى ) به روح قوت الياس پيش‏روى وى (خداوند )، عيسى(ع) خواهد كه بخراميد» . لوقا، 1:17. اين مضامين متفاوت و متعارض، نشانگر آن است كه آيات اصلى الهى - وحى شده - دچار تحريف جدى گشته‏ است‏ ر.ك: موريس بوكاى، تورات، انجيل، قرآن و علم، ترجمه مهندس ذبيح ‏اللَّه دبير، (تهران: دفتر نشر فرهنگ اسلامى، چاپ چهارم، 1368 ).
در پايان بايد خاطر نشان كرد كه: حضرت عيسي عليه السلام كتاب مكتوب نداشت و انجيلهاي كنوني را شاگردان حضرت عيسي (ع ) سالها پس از حضرت عيسي (ع) نوشته اند. خود مسيحيان نيز بر اين باورند كه اساساً حضرت عيسي(ع) انجيلي نداشته است. لذا آنها اناجيل چهارگانه‌ي امروزي را نوشته‌ي برخي قدّيسين مسيحي مي دانند. پس اگر كسي بگويد انجيل تحريف شده، سخت در اشتباه است. اين انجيلها، تحريف انجيل حقيقي نيستند؛ البته ممكن است مطالبي از انجيل حقيقي در اناجيل فعلي موجود باشند. امّا انجيل حقيقي هيچگاه تحريف نشد؛ انجيل حقيقي تعاليم حضرت عيسي (ع) بود كه به صورت شفاهي در سينه هاي مردم همواره تا زمان رسول الله(ص) وجود داشت؛ و مسيحيان موحّد ـ كه اعتقادي به تثليث نداشتند ـ آن را به صورت شفاهي داشتند؛ و از طريق همان انجيل حقيقي، مي توانستند رسول الله(ص) را بشناسند، تا آنجا كه بحيراي مسيحي حتّي در كودكي نيز آن حضرت را شناخت؛ و برخي راهبان مسيحي به عبدالمطلب خبر داده بودند كه پيغمبر آخرين، از فرزندان فرزندش عبدالله است؛ و به ابوطالب خبر دادند كه محمّد(ص) پيغمبر خواهد شد؛ و سفارش نمودند كه از او مراقبت ويژه نمايد. اين گونه مسيحيان، در حقيقت همان مسيحيان موحّد بودند كه انجيل حقيقي را در سينه هايشان داشتند؛ و طالبان حقيقي حقّ را هدايت مي نمودند. انجيل ها را چهار نفر نوشته اند: متي , يوحنا, لوقا و مرقس . و اين انجيلها به نامهاي نويسندگانشان ناميده شده اند. علت نامگذاري , همين است . از اين چهار نفر دو نفر از شاگردان حضرت عيسي (ع ) هستند. اين دو نفر متي و يوحنا هستند. دو نفر ديگر از حواريون نيستند. متي يكي از شاگردان و حواريين حضرت عيسي و همواره با او بود و از او جدا نمي شد. انجيل متي در سال 38 ميلادي نوشته شده است و برخي به اين عقيده اند كه انجيل متي بين 50 و 60 ميلادي نوشته شده است . (قاموس كتاب مقدس , يك مجلدي , ص 782, ماده متي ) يوحنا از شاگردان و حواريين عيسي (ع ) بود و آن حضرت او را بسيار دوست مي داشت . (الميزان , ج 3, ص 312, قاموس كتاب مقدس ماده يوحنا) تاريخ انتشار اين انجيل را سال 65 ميلادي , 96 ميلادي و 98 ميلادي گفته اند (الميزان , ج 3, ص 313) برخي بر اين باورند كه انجيل يوحنا, از يوحنا نيست بلكه ديگران نوشته اند و به نام او انتشار داده اند تا مردم بپذيرند و برخي گفته اند كه انجيل يوحنا در اصل بيست باب بود و باب بيست و يكم را پس از مرگ يوحنا اضافه كرده اند. (الميزان , ج 3, ص 313) مرقس از حواريين نبود بلكه شاگرد پطرس بود و به دستور پطرس انجيل را در سال 61 ميلادي نوشته است . (همان , ص 311) لوقا هم از حواريين نبود و حتي حضرت مسيح را نديده است .