حجاب و مسيحيت

اگر در دين مسيحيت حجاب وجود ندارد پس چرا در كليسا خانمهاي راهبه كاملا پوشيده اند؟

small_index17.jpegمسيحيان، تورات يهوديان را به عنوان بخشي از كتاب آسماني خود قبول كرده و آن را عهد عتيق مي نامند، امّا احكام و دستورات عملي اين كتاب را لازم الاجرا نمي دانند. در قسمت انجيلي كتاب مقدّس(عهد جديد) نيز احكام شريعت چندان مورد توجّه نبوده است. مسيحيان بر اين اعتقادند كه با تجسم خدا به صورت عيسي مسيح و فدا شدن او در مقابل گناهان بشر، عهد شريعت پايان يافته و عهد محبّت آغاز شده است. لذا احكام عملي چندانكه در يهوديّت حائز اهمّيّت است در مسيحيّت مورد اهميّت نيست. بر اين اساس، با اينكه در قسمت عهد عتيق كتاب مقدّس مسيحيان به حجاب توصيه شده است ولي با استناد به آن، نمي توان واجب بودن حجاب را در مسيحيّت اثبات نمود مگر اينكه در ديدگاه علماي مسيحيّت نسبت به احكام شريعت تغيير ديدگاهي حاصل شود؛ امّا تعابيري در عهد جديد نيز وجود دارد كه از آنها مي توان رجحان حجاب را استنباط نمود.
از نظر مسلمين شكي نيست كه در دين حقيقي حضرت عيسي (ع) حجاب جزء واجبات بوده است. در روايات اسلامي نيز سخناني از حضرت عيسي (ع) نقل شده كه از آنها مي توان وجوب حجاب در دين آن بزرگوار را استفاده نمود.
«عيسى بن مريم عليهما السّلام به يارانش فرمودند: « ... زنهار! از نگاه[به نامحرم حتى يك بار] پرهيز كنيد! زيرا در دل تخم شهوت مى‏كارد، و همان[يك نگاه‏] براى فساد و تباهى نگاه‏ كننده كافى است. خوشا بحال كسى كه ديده‏ اش در دل است؛ نه در چشم. ...»( تحف العقول ، ترجمه جعفري ، 287)
« قال عيسى بن مريم عليه السّلام للحواريّين: ايّاكم و النّظر إلى المخدورات فانّها بذر الشّهوة و نبات القسوة. حضرت عيسى عليه السّلام به حواريّين فرمودند: بپرهيزيد از نظر كردن به زنان، كه همانا آن، تخم شهوت و گياه قساوت است.»( مصباح الشريعة ، ترجمه عبد الرزاق گيلانى ، ص276)
به نقل بعضي نويسندگان، برخي از علماي فعلي مسيحيّت نيز گويا حجاب را واجب دانسته اند. دكتر «حكيم الهي» استاد دانشگاه لندن در كتاب «زن و آزادي» پس از تشريح وضعيت زنان در نزد اروپائيان، در مورد حكم پوشش و حجاب زنان در مسيحيت، عقايد «كلمنت» و « ترتوليان »(دو مرجع مسيحيت و دو اسقف بزرگ) را درباره حجاب چنين بازگو مي‏كند:« زن بايد كاملاً در حجاب و پوشيده باشد، مگر آن‏ كه در خانه خود باشد زيرا فقط لباسي كه او را مي‏پوشاند، مي‏تواند از خيره شدن چشم‏ها به‏ سوي او مانع گردد. زن نبايد صورت خود را عريان ارائه دهد تا ديگري را با نگاه كردن به صورتش وادار به گناه نمايد. براي زن مؤمن عيسوي، در نظر خداوند، پسنديده نيست كه نزد بيگانگان به زيور آراسته گردد و حتّي زيبايي طبيعي آن نيز بايد مخفي گردد؛ زيرا براي بينندگان خطرناك است».(الهي، حكيم، زن و آزادي، ص53)
همانطور كه شما ذكر گرديد، در تصاوير مذهبي مسيحيان نيز زنان قدّيسه همواره داراي حجاب هستند. از نظر تاريخي نيز ترديدي در اين نيست كه مسيحيان قرون اوّليّه حجاب داشته اند. محجبه بودن راهبه هاي مسيحي نيز يك سنّت ديرينه است كه از قرون اوّليّه مسيحيّت باقي مانده است. در دين مسيحيّت(مذهب كاتوليك) بين تجرّد و معنويّت رابطه مستقيم وجود دارد و رابطه زناشويي به نوعي مزاحم معنويت شمرده مي شود، لذا خادمان خدا(اصحاب كليسا) حقّ ازدواج ندارند. بر اين اساس راهبان و راهبه ها سعي مي كنند براي رسيدن به معنويت، گرايشات خود به جنس مخالف و گرايش جنس مخالف به خود را سركوب كنند. لذا كشيش ها و راهبه ها سعي مي كنند با اقامت در ديرها از مردم عادي دور باشند. راهبه ها نيز به وسيله حجاب، حسّ خودنمايي زنانه در مقابل مردها را كنترل مي كنند. در انجيل نيز به زنان توصيه شده كه از آرايش و خودنمايي بپرهيزند. بر همين اساس و به سنّت ديرين ، افراد عادي هم كه به كليسا مي روند معمولاً پارچه اي به سرشان مي بندند و آرايش خود را پاك مي كنند. بنا بر اين، شكي در اين نيست كه در مسيحيّت نيز پوشيده بودن زن يك عمل پسنديده است، اگرچه وجوب آن در مسيحيّت فعلي قابل اثبات نباشد. بين مذاهب مسيحيّت و كليساها و ديرها، سنّتها گوناگون است. در برخي مذاهب و ديرها سنّت حجاب بسيار جدّي گرفته مي شود ولي در برخي ديگر، اين عمل در حدّ يك عمل مستحبّ مؤكّد تلقي مي شود لذا وجوب حجاب در مسيحیت فعلی قابل اثبات نیست.