رجعت در نگاه شیخیه

ديدگاه شيخيه در مورد رجعت چيست؟ اگه امكان داره رابطه استفاده از وجه الله را با اي نفرقه توضيح دهيد؟

شيخيه به رجعت آنگونه كه شيعيان ديگر اعتقاد دارند معتقد نيستند و رجعت را با جسم هورقليايي مي دانند و منظور از وجه الله از نظر شيخيه امامان معصوم عليهم السلام و به طور خاص حضرت علي عليه السلام مي باشد . براي آشنايي با عقايد شيخيه نگاهي گذرا به اين فرقه و عقايد آنها خواهيم داشت .
شيخى‏گرى، نوعى انشعاب از تشيع است كه در قرن دوازدهم هجرى پديد آمد. بنيان‏گذار آن شيخ احمد احسائى است. وى كه در زمان فتحعلى‏شاه در كربلا مى‏زيست، ذاتاً مرد تيزهوش و زبان‏دارى بوده و شاگردان زيادى هم داشت كه در ايران و عراق و جنوب عربستان بسيار معروف شدند. شيخ احمد احسائى، از آنجا كه هم به تشيع دلبستگى داشت و هم به فلسفه يونان و نمى‏توانست از يكى بريده و به ديگرى بپيوندد، راهى تازه و چاره‏اى نو انديشيد و سرانجام تغييرات و دگرگونى‏هايى در تشيع پديد آورد و آن را در قالب‏هايى عنوان نمود كه باعث خشم شيعيان گرديد. بعضى از ديدگاه‏هاى منسوب به او و طرفدارانش چنين است:
1. آفريننده اين جهان امامان بوده و روزى دهنده و گرداننده نيز آنها هستند و خدا رشته كارها را به دست آنان سپرده است. و منظور از وجه الله ايشان هستند .
2. پيامبر(ص) چون به معراج رفت در گذشتن از كره آب، «عنصر آبى» و در گذشتن از كره باد، «عنصر هوايى» و در گذشتن از كره آتش «عنصر آتشى» خود را انداخت تا بتواند از تن و چارچوب مادى به درآيد و رها گردد و قادر باشد از كره‏هاى آسمانى بگذرد.
3. انسان در معاد با جسم و عنصر ظاهر نمى‏شود؛ بلكه در قالب «هور قليائى» دوباره جان مى‏گيرد.
4. انسان دو جسم و دو جسد دارد:
الف. نخست جسدى است كه از عناصر زمانى آب، خاك، هوا و آتش تركيب شده است. گاهى مانند لباس آن را مى‏پوشد و گاهى درمى‏آورد. هيچ‏گونه لذت و رنج، طاعت و معصيت به او نسبت داده نمى‏شود ؛ در هنگام مرگ اين لباس را وامى‏گذارد.
ب. جسد هور قليائى يا برزخى، همان طينت انسان و واسط بين عالم ملك و ملكوت است و پس از مرگ در قبر مرده، باقى مى‏ماند. اما هنگام نفخ صور اول (نفخ اماته) روح از آن جدا مى‏شود و هنگام صور دوم (نفخ احياء) دوباره روح به آن باز مى‏گردد. پس روح انسان در قيامت با همين جسد هور قليائى، بازخواهد گشت و حساب پس خواهد داد و داخل بهشت يا دوزخ خواهد شد.(جهت آگاهى بيشتر در رابطه با جسم اول و دوم نيز بنگريد : رضا برنجكار، آشنايى با فرق و مذاهب اسلامى، ص 174 و 175)
5. اصول دين چهار اصل است: توحيد، نبوت، امامت و اعتقاد به «ركن رابع».
6. واژه «امام» به مفهوم پيشواى شيعه كامل و «ركن رابع» است. زمين هرگز از وجود امام و حجّت خالى نيست تا آنكه خود امام «يعنى حضرت صاحب(عج )» ظاهر شود. از اين رو به كار بردن اصطلاح امام و حجّت، بر «شيعى كامل»، اشكالى ندارد و مهم آن است كه در هر عصرى و زمانى، عادلانى خواهند آمد كه وظيفه‏شان دفاع از دين و ارشاد خلايق است.
7. مقصود از امام زمان در روايات، حضرت صاحب‏الامر(عج ) نيست؛ بلكه مقصود «شيعه كل» و يا «ركن رابع» است كه همان حجت‏هاى خداوند بر خلق و واسطه‏هايى ميان امام غايب و خلق هستند
برخى برآنند كه منشأ اكثر آراى نادرست و غلوآميز شيخيه؛ سيد كاظم رشتى شاگرد شيخ احمد احسايى است و شيخ به آنها اعتقاد نداشته است.(سيد محسن الامين، اعيان الشيعه، ج 2، ص 590)
= در اين باب ر.ك:
مدرس چهاردهى، شيخيگرى، بابيگرى، كتابفروشى فروغى تهران، بى‏تا ؛
مجموع كتاب و تاريخ جامع بهائيت (نوماسونى )، بهرام انواسيبابى، انتشارات سخن، تهران، چاپ پنجم 1374
رضا برنجكار، آشنايى با فرق و مذاهب اسلامى، ص 174 و 175)

Tags: