شخصيت محمد حنفيه

Ahlbeit-04.jpg
محمد حنفيه فرزند امير المؤمنين على(عليه السلام) و مادرش خوله، دختر جعفر بن قيس مسلمه از قبيله بكر مى باشد كه در جريان جنگ يمامه به اسارت سپاه اسلام در آمده بود.
كنيه محمد حنفيه را ابوالقاسم دانسته اند و گفته شده است كه نام كنيه او به اشاره رسول اكرم صلی الله علیه و آله تعيين شده است.
ابن خلكان حديثى نقل مى كند كه نبايد نام و كنيه پيامبر -صلى الله عليه وآله- را بر شخصى نهاد ولى اين حكم در مورد محمد حنفيه استثنا شده است.(1) ولى برخى بر ابن خلكان ايراد كرده اند كه هر چند حديث نبوى صحيح باشد اما كسى كه به داشتن نام و كنيه رسول خدا صلی الله علیه و آله مفتخر شده و داشتن چنين نامى برايش تجويز گرديده مهدى آل محمد -عليه السلام- است و نه محمد حنفيه.(2) چه بسا كسانى كه گفته اند نام و كنيه محمد حنفيه را تعيين كرده و چنين نام و كنيه اى فقط براى او تجويز شده در مصداق ااشتباه كرده اند و تا از اين طريق كرامت، شرافت و امامت وى را توجيه كرده و مورد تأييد رسول خدا - صلى الله عليه وآله - قلمداد نمايند.
البته شخصيت محمد حنفيه فاقد امتياز نبوده است چه اين كه وى در جنگ جمل صفين كنار امير المؤمنين دلاوريها داشته و بنابر قولى در جنگ صفين پرچمدار سپاه آن حضرت بوده است و او را به شجاعتهايش ستوده اند.(3)

محمد حنفيه و مسأله امامت
در اين كه آيا محمد حنفيه خود مدعى امامت براى خويش بوده و يا پس از مرگش كسانى او را متهم به اين ادعا كرده اند و فرقه اى تشكيل داده اند!آراء مختلفى وجود دارد. از برخى روايات استفاده مى شود كه پس از شهادت حسين بن على (عليه السلام )، شخص محمد حنفيه مدعى امامت شد و با على بن الحسين (عليه السلام ) در اين مساءله به نزاع برخاست.
مرحوم كلينى با ذكر سند، از زراره نقل كرده است: امام باقر فرمود: هنگامى كه حسين بن على (عليه السلام ) به شهادت رسيد، محمد حنفيه از على بن الحسين - امام سجاد(عليه السلام ) - تقاضا كرد تا ملاقاتى خصوصى با ايشان داشته باشد.
ملاقات صورت گرفت، در اين ديدار، محمد حنفيه به على بن الحسين (عليه السلام ) گفت :اى پسر برادر! تو خود مى دانى كه پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله درباره امامت على بن ابى طالب و امام حسن و امام حسين (عليه السلام) وصيت فرمود وايشان را به امامت منصوب داشت ولى هم اكنون كه پدرت حسين بن على (عليه السلام ) به شهادت رسيده ، در زمينه امامت كسى را معرفى نكرده است. در اين ميان ، من عموى تو و فرزند على (عليه السلام ) هستيم و از نظر سنى از تو بزرگترم. از اين رو شايسته است كه منصب امام و رهبرى شيعه از آن من باشد و اين حتى را براى من بدانى!
امام سجاد به او فرمود: اى عموى من! از خداوند بيم داشته باش و آنچه حق توست نيست براى خويش مخواه !تو را نصيحت مى كنم كه از نابخردان نباشى و در اين باره خوب بينديشى. بدان كه پدرم - حسين بن على (عليه السلام ) - بى نصيب از دنيا نرفته است ، او پيش از اين كه متوجه عراق شود، درباره امامت سفارشهاى لازم را كرده و عهدنامه اى نيز نوشته است و من را جانشين خود در امر قرار داده و سلاح پيامبر صلی الله علیه و آله را به من سپرده و اكنون نزد من است.
بنابراين از ادعاى امامت دست بردار كه مايه كوتاهى عمر تو و گرفتاريت خواهد شد.
تو بايد بدانى كه خداوند متعال امامت را در نسل حسين (عليه السلام ) قرار داده است و اگر براستى از اين ناحيه در شك هستى آماده شو تا نزد حجرالاسود را مطرح ساخت .)محمد حنفيه پذيرفت، هر دو نزد حجر السود رفتند. امام سجاد فرمود: نخست تو از حجر بخواه تا اگر تو امامى، بر امامت تو گواهى دهد.
محمد حنفيه پذيرفت ، هر دو نزد حجر السود رفتند. امام سجاد فرمود: نخست تو از حجر بخواه تا اگر تو امامى ، بر امامت تو گواهى دهد.
محمد حنفيه ناگزير رو به حجر كرد و لب به دعا گشود و از خداوند خواست تا حجر را در تاءييد امامت وى به سخن آورد! ولى دعايش نتيجه اى نداد!
آنگاه امام سجاد (عليه السلام ) فرمود اگر تو وصى پيامبر - صلى الله عليه وآله - و امام و صاحب ولايت بودى بى شك دعايت مستجاب مى شد. سپس خود دست به دعا برداشت و فرمود:
اسئلك بالذى جعل فيك ميثاق الاوصياء و ميثاق الناس اجمعين لما اخبرتنا من الوصى و الامام بعد الحسين بن على عليهاالسلام؟ تو را سوگند مى دهم به آن كسى كه پيمان انبيا و اوصيا و پيمان همه مردم را در تو قرار داد، كه ما را آگاه و بگويى وصى و امام پس از حسين بن على (عليه السلام ) كيست؟
ناگاه حجر به جنبش در آمد، گويى كه مى خواهد از جايگاهش جدا شود و سپس از آن شنيده شد: خداوندا گواهى مى دهم كه وصايت و امامت، پس از حسين على(عليه السلام) براى بن الحسين (عليه السلام) است.
در اين هنگام، محمد حنفيه كه به حقيقت پى برده بود، از امام سجاد (عليه السلام ) عذر خواهى كرد و به راه افتاد و بنابر نقلى ديگر، خويش را برقدمهاى امام افكند و به ولايت و امامت وى اقرار كرد.(4)
هر چند برخى خواسته اند تا با استناد به اين حديث، محمد حيفيه را متهم كنند و شخصيت وى را مخدوش شمارند ولى حق اين است كه اگر حديث در مجموع مورد نظر قرار گيرد و پايان آن نيز ملاحظه شود، پرستش محمد حنفيه ناشى از ندانستن بوده و او با طرح مطالب نخستين خود، در خود حقيقت در پى شناخت واقعيت بوده، و آنگاه كه حق را دريافته، تسليم شده و امامت امام سجاد - عليه السلام - را پذيرفته است.
از جمله نكاتى كه اين نظر را تاءييد مى كند اين است كه گاه كسانى با اين پندار كه محمد حنفيه امام است نزد او مى آمدند ولى محمد حنفيه آنها را به برادرزاده اش على بن الحسين رجوع مى داد و مى گفت امام، آن حضرت است. ابوخالد كابلى كه مدت زيادى در خانه محمد حنفيه خدمت كرده بود و ادارات خاصى به وى داشت، بر اين اعتقاد بود كه محمد حنفيه نيز مانند پدر و مادر و حجت خدا درميان خلق است.
ابوخالد مى گويد: روزى به محمد حنفيه گفتم :تو را به پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله و امير المؤمنين (عليه السلام ) سوگند مى دهم كه حقيقت را به من بگويى ! آيا تو خود همان امام و حجت خدا كه اطاعتش بر همگان واجب است، نيستى؟
محمد حنفيه گفت:امام من و امام تو و امام همه مسلمانان، على بن الحسين - امام سجاد - است.(5)
در روايت ديگرى امام صادق (عليه السلام ) مى فرمايد:ابوخالد كابلى نخست قايل به امامت محمد حنفيه بود ولى بارها شاهد بود كه محمد حنفيه على بن الحسين (عليه السلام ) را با تعبير يا سيدى اى آقاى من مورد خطاب قرار مى دهد! و خطابى سوى كوچكتر نسبت به شخص ‍ بزرگتر صورت مى گيرد.
ابو خالد كه محمد حنفيه را امام مى پنداشت با مشاهده اين موارد با تعجب از محمد حنفيه پرسيد: تو پسر برادرت - على بن الحسين - را با تعبير يا سيدى مورد خطاب قرار مى دهى در حالى كه ديگران چنين تعبيرى ندارد!
محمد حنفيه گفت: على بن الحسين (عليه السلام ) امامت راستين است ، او حجر السود را به شهادت و گواهى طلبيد و حجر به امامت او گواهى داد و بر من ثابت شد كه وى سزاوار مقام امامت است.(6) بر اين اساس ، مى توان دريافت كه محمد حنفيه خود مدعى امامت براى خويش نبوده است و بر فرض كه در مقطعى امر بر او مشتبه بوده و چنين پندارى به او دست داده باشد و در نهايت ، حق را دريافته و به امامت سجاد (عليه السلام ) اقرار كرده است .
چنان كه كسانى چون ابوالخالد كابلى و سيد حميرى در آغاز امر، مى پنداشتند كه محمد حنفيه امام است ولى بعدها بينش صحيح يافتند و در زمره شيعيان امام سجاد - عليه السلام - در آمدند. اما برخى از اين توهم و پندار بى اساس ، در مقام سوء استفاده بر آمدند و با انگيزه هاى متفاوت ، بر امامت محمد حنفيه اصرار ورزيدند و از وى امامى ساختند و قائم آل محمد به شمارش آوردند!

محمد حنفيه و رخداد عاشورا
از ديگر مواردى كه برخى خواسته اند به خاطر آن ، شخصيت محمد حنفيه را زير سؤ ال برده و وى را متهم به جدايى از خط ولايت كنند، عدم شركت او در كربلا و عدم همراهى وى با حسين بن على (عليه السلام ) مى باشد.
شك نيست كه اگر حضور نيافتن وى در كربلا، بدون عذر واقعى بوده و عنوان تخلف از دعوت امام را به خود گيرد، شخص محمد حنفيه از عدالت و وثاقت ساقط خواهد بود ولى سخت نخست در همين نكته است كه آيا شركت نجستن وى در زمره ياران حسين بن على - عليه السلام - به علت بوده است؟
اين سؤ ال براى هر كاوشگرى كه گام در تحقيق تاريخ آن عصر بگذارد مطرح بوده و خواهد بود.
شخصى به نام مهنابن سنان همين پرسش را از علامه حلى داشته است. او ضمن سؤ الهايى مى پرسد: نظر شما درباره محمد حنفيه چيست ؟ آيا او معتقد به امامت حسين بن على و حسين على و امام سجاد (عليه السلام ) بوده است و يا خير؟و آيا كناره گيرى او از واقعه كربلا بر اساس عذرى شرعى و موجه بوده است يا نه ؟ و در صورتى كه تخلف او بدون عذرى شايسته باشد، محمد حنفيه و عبدالله جعفر چه وضعى خواهند داشت.
علامه حلى در پاسخ مى گويد: بى ترديد اصل امامت از اركان ايمان است و در كنار اصل توحيد، عدل نبوت و معاد مطرح مى باشد و كسانى چون محمد حنفيه عبدالله جعفر برتر و منزه تر از اين هستند كه به اصل امامت پايبند نبوده و در جرگه افراد فاقد ايمان قرار داشته باشند. و اگر محمد حنفيه در يارى امام حسين (عليه السلام ) شركت نجسته، به خاطر بيمارى بوده است و چه بسا نمى دانسته است كه سرنوشت برادرش به مساءله جنگ و شهادت منتهى مى شود.
مرحوم مامقانى، درباره نكته اخير علامه حلى نظر دارد و مى گويد بيمارى محمد حنفيه در موقع بازگشت اهل بيت از سفر شام بوده است و نه هنگام حركت حسين بن على(عليه السلام) به سمت مكه و عراق. از اين رو مامقانى معتقد است كه در حل اين مشكل اين پاسخ بهتر است:
اولا شهداى كربلا افراد معينى بودند كه از آغاز حركت براى حسين بن على (عليه السلام ) چهره آنان معلوم بود و ثانيا"حركت حسين بن على (عليه السلام ) به سمت عراق ، طاهرا عنوان جهاد نداشت تا بر هر مسلمانى شركت در آن واجب باشد بنابرين كسى كه مانند محمد حنفيه از واقع امر اطلاعى ندارد به خاطر عدم شركت در چنين سفرى ، متهم نمى شود چه اينكه افراد ديگرى نيز مانند او در كربلا حضور نداشته اند و اين عدم حضور مايه بى عدالتى آنان شمرده نشده است زيرا است زيرا حسين بن على (عليه السلام ) به آنان تكليف نكرده بود كه در اين سفر همواره او باشيد و با اين بيان، همراه نبودن آنان با امام در اين سفر، تخلف آنان از امر امام و انحراف ايشان از مساله امامت به حساب نمى آيد.
علاوه بر اين داوريها، حديثى از اميرالمومنين (عليه السلام ) در توصيف و مدح محمد حنفيه نقل شده است.
امام على بن موسى الرضا(عليه السلام) مى فرمايد: قال امير المومنين: ان المحامده تابى ان يعصى الله عزوجل. قلت: و من المحامده ؟ قال : محمد بن جعفر، محمد بن ابى بكر، محمد بن ابى حديفه و محمد بن امير المومنين ابن الحنفيه(7) رحمه الله عليهم.(8)
امير المومنين فرمود: چند نفرند كه محمد نام دارند و از معصيت خداوند ابا و اجتناب دارند، و آنها عبارتند از محمد بن جعفر، محمد بن ابى بكر، محمد بن ابى حذيفه و محمد فرزند امير المومنين (كه مشهور به ) ابن حنفيه است ، خدايشان رحمت كند.
البته در كتابهاى تاريخ، مطالب ديگرى نيز به محمد حنفيه نسبت داده اند كه دلايل كافى و مورد اعتماد درباره آنها نقلها مشهود نيست. مانند اين گفته اند: بنا به دعوت يزيد به شام رفته و با او بيعت كرده است.(9)
بسيارى از مورخان به اين گونه نقلها اشاره نكرده اند و چه بسا آن را صحيح و شايسته نقل نيافته اند.
پی نوشتها:
1- وفيات الاعيان 4/170.
2- تنقيح المقال 3/112.
3- وفيات الاعيان 4/171
4- دلائل الامامه 87؛ كافى 2/155؛ اثبات الوصية 143؛ اعلام الورى 253؛ احتجاج 2/316. الغمة 2/309؛ اثبات الهداة 5/233.
5- تنقيح المقال 3/111.
6- همان مدرك .
7- حنفيه لقب مادر محمد بن اميرالمومنين مى باشد. نام آن بانو خوله بنت جعفر بن قيس بوده است . تنقيح المقال 3/111.
8- همان مدرك .
9- انساب الاشراف 3/276 - 296.

دیدگاه ها

ارسال ديدگاه جديد

(لطفا از درج سوال در ديدگاه ها خودداري فرماييد براي طرح سوالات خود به اين آدرس مراجعه فرماييد)

  • آدرس های وب و ایمیل به صورت اتوماتیک به لینک تبدیل می شوند.
  • تگ های مجاز : <a> <br><em> <strong> <cite> <code> <ul> <ol> <li> <dl> <dt> <dd>
  • خطوط و پاراگرافها به صورت اتوماتیک جدا سازی می شود.
  •  

 

کد امنیتی
این سوال برای آزمایش کردن شما است که آیا شما یک بیننده واقعی ( انسان ) هستید و یا یک رایانه برای ساخت اسپم .
2 + 13 =
دو عدد را جمع کنید و وارد کنید . به عنوان مثال 1+3 را باید 4 وارد کنید .