كدام فرقه از اهل سنت عدل را همانند شيعه معتقد هستند و جزء اصول دين مي دانند؟

عدل داراي جاذبه اي فطري است و نزد وجدان عمومي بشريت، ارزش گرانقدر دارد، زيرا در سايه عدل، هر كسي به حق خويش مي رسد، تعدّي و تجاوز از جامعه رخت بر مي بندد و امنيت و آرامش بر همه جا حاكم مي شود. از اين رو مردم، از هر فرقه يا قوم يا قبيله اي كه باشند بي عدالتي را نكوهش مي كنند و عدالت را مي ستايند. شيعه عدل را جزء اصول دين مي داند ولي اهل سنت عدل را از فروع دين مي داند. در ميان اهل سنت معتزله در كلام عقلي به شيعه نزديك تر است و در مذاهب فقهي شافعي ها از همه نزديك تر. معتزله در مسأله عدل با شيعه 12 امامي مشتركند. معتزله خود را عدليه نامند، زيرا گويند چون خداوند حكيم است و از حكيم جز خير و صلاح نيايد و بحكم عقل رعايت مصالح عباد بر او واجب است، قبيح است بر او كه بنده را مجبور كند بر عمل قبيح يا حسن، پس او را بدان عمل عقوبت نمايد يا ثواب دهد و اين اصل را عدل نامند. بر خلاف اشعريه كه گويند از روى عقل بر خداوند چيزى واجب نيست، نه صلاح و اصلح و خدا فعال ما يشاء است اگر همه بندگان خود را به بهشت برد يا خود همه را بدوزخ فرستد، حيف و جورى نكرده است (قزوينى، تعليقات چهار مقاله باهتمام محمد معين ص 52)اما به طور كلي بايد گفت مهم ترين اختلاف اساسي ميان دو مذهب شيعه و سني در بخش اعتقادات ، بحث خلافت و امامت است: شيعه و سني در بحث امامت و جانشيني پيامبر هم از نظر مفهوم (شأن و جايگاه امام) و هم از نظر مصداق با يكديگر اختلاف دارند. امامت و خلافت از نظر اهل سنت به معني رياست و زعامت حكومت است. امام كسي است كه اداره جامعه، و مديريت سياسي اجتماعي مردم را بر عهده دارد. از ديدگاه اهل سنت، شأن و جايگاه امام هيچ تفاوتي با شأن و جايگاه يك رئيس جمهور ندارد؛ تمام وظايف و مسئوليت هايي كه بر عهده يك رئيس جمهور يا مسئول نهاد سياسي اجتماعي، وجود دارد، دقيقا بر عهده امام و خليفه پيامبر نيز مي باشد و نه بيشتر. از ديدگاه اهل سنت امام و جانشين پيامبر لازم نيست كه از خطا و لغزش مصون و معصوم باشد؛ محقق تفتازاني از علماي بزرگ اهل سنت در اين باره مي گويد: «هرگز لازم نيست كه امام از لغزش و گناه پيراسته باشد و يا برترين امت شمرده شود و هرگز نافرماني امام و عدم آشنايي او به احكام الهي مايه بركناري و عزل او نمي شود!». (شرح مقاصد، ج 2، ص 271) مقام و منزلت معنوي امام در نزد اهل سنت، تدريجا تا آنجا تنزل يافته كه يكي از علماي اهل سنت به نام قاضي باقلاني به گونه اي در مورد جانشين و خليفه پيامبر سخن مي گويد كه گويي مي تواند مرتكب گناهان بزرگ و خطير شود و هم چنان رهبر امت باقي بماند! و مي گويد: «هرگز امام به علت نافرماني خدا، و غصب اموال مردم و كشتن نفوس و ضايع كردن حقوق و تعطيل حدود الهي، از مقام خود بركنار نمي شود بلكه بر امت است كه كجي هاي او را راست و وي را رهبري وهدايت بنمايند!». (التمهيد، ص 186) از ديدگاه اهل سنت، امامت و خلافت يك منصب غير الهي است. اهل سنت، امامت و خلافت را از فروع دين مي دانند و نه اصول دين. از نظر مصداق اهل سنت جانشينان پيامبر را به ترتيب: ابوبكر، عمر، عثمان، علي عليه السلام مي دانند. اما امامت از منظر شيعه همان امتداد رسالت است جز اينكه پيامبر پايه گذار شريعت و طرف وحي آسماني بود ولي امام بيانگر دين و شريعت و حافظ و نگهبان است. امام، در تمام ضروري و لازم شناخته شده است- از قبيل علم معصومانه به معارف و آموزه هاي اسلام و فروع و اصول آن، و مصونيت از گناه، خطا و اشتباه- عينا براي امام نيز لازم و ضروري است. از منظر مذهب تشيع امام معصوم داراي سه شأن و مقام است:1- زعامت و رهبري حكومت: رهبري اجتماع آن هم رهبري و قيادت معصومانه از جمله شؤون و منصب هاي امام مي باشد. 2 - مرجعيت ديني: يعني تبيين و تفسير معصومانه آموزه هاي دين در سه بخش عقايد و اخلاق و احكام يكي از مهم ترين شؤون امامت است. امامان معصوم از طريقي رمزي و غيبي علوم و معارف دين را از پيامبر فرا گرفتند و آن را براي مردم بازگو نمودند. 3- مقام ولايت: اوج مفهوم امامت، و به تعبير ديگر حجت زمان است. در هر دوره اي يك انسان كامل كه حاصل معنويت كلي انسانيت است وجود دارد. مولوي مي گويد: «پس به هر دوري وليي قائم است». (براي مطالعه بيشتر در مورد اين سه شأن از شؤون امام به كتاب «امامت و رهبري» از شهيد مطهري، ص 46، مراجعه كنيد) شيعه امامت را از جمله اصول دين مي داند. و بر اساس ادله عقلي و قرآني و روايي تنها مصداق امامت بعد از رسول خدا را علي عليه السلام و فرزندان پاك ايشان مي داند. البته مسائل اختلافي زيادي بين شيعه و سني وجود دارد كه ريشه و سرچشمه همه آنها اختلاف در مسأله امامت و خلافت است.براى مطالعه بيشتر ر.ك: الف. امينى، ابراهيم، بررسى مسائل كلى امامت؛ ب. مطهرى، مرتضى، امامت و رهبرى، (قم: صدرا)؛ پ. تيجانى سماوى، آن گاه هدايت شدم، ترجمه: سيد محمد جواد مهرى؛ ت. همو، اهل سنت واقعى كيست؟، ترجمه: سيد محمد جواد مهرى؛ ث. همو، از آگاهان بپرسيد، ترجمه: سيد محمد جواد مهرى؛ ج. علامه عسكرى، عبداللَّه بن سبا، ج 1- 3؛ چ. همو، نقش ائمه در احياى دين، ج 1- 15؛ ح. همو، يكصد و پنجاه صحابى ساختگى؛ د. همو، نقش عايشه در تاريخ اسلام؛ ذ. همو، انديشه‏هاى اسلامى در ديدگاه دو مكتب (ترجمه معالم المدرستين)، ج 1- 2، ر. علامه سيد شرف الدين، رهبرى امام على‏عليه السلام در قرآن (ترجمة المراجعات)؛ ز. علامه طباطبايى، شيعه در اسلام؛ ص. علامه جواد شرى، شيعه و تهمت‏هاى ناروا؛ ض. حسينى نسب، سيد رضا، شيعه پاسخ مى‏گويد؛ ط. صالح الوردانى، فريب؛ ظ. جواد مهرى، سيد محمد، خاطرات مدرسه؛ ع. نجمى، محمد صادق، سيرى در صحيحين؛ غ. اللكنهوى، ميرحامد حسين، عبقات الانوار فى امامة الائمة الاطهار، بى‏تا، بى‏جا؛ م. شهيد تسترى، احقاق الحق؛.ن. نيكزاد، عباس، پرسش ها و پاسخ ها در باب امامت حضرت علي(ع) ، بعثت، بابل، چاپ اول، 1381 فرق و مذاهب كلامي، علي رباني گلپايگاني، انتشارات مركز جهاني علوم اسلامي قم