• براي سوال حضرت عالي پنج پاسخ تهيه شده كه هر كدام از زاويه اي به اين پرسش پاسخ مي دهند.پاسخ اوّل:ـ معلوليّت (نقص عضو يا ذهن) يك وصف نسبي است نه حقيقي. لذا به يك اعتبار ، جز چهارده معصوم (ع) همه ي انسانها و بلكه همه موجودات معلول (ناقص) مي باشند.تفاوت ، به اشكال گوناگون ، بين همه انسانها و همه موجودات وجود دارد ؛ كه با توجّه به حكمت بالغه الهي ، اين تفاوتها نيز حكيمانه اند.

  • يكي از مهم ترين اصول اعتقادي مسيحيت اصل «تثليث» يا «اقانيم(1) ثلاثه» است. نام ديگر اين اصل «ثالوث» مي باشد و معناي آن چنين است: «اقرار كند به الوهيت پدر (رب اعلي) و الوهيت پسر (عيسي بن مريم) و الوهيت روح القدس. عيسي كه در اين ثالوث، اقنوم دوم است، همان ذات الهي مي باشد كه در پيكر بشريت ظاهر شده و در رحم مريم عذراء جسميت يافته است.»(2) به بيان ديگر تثليث عبارت است از: پدر، پسر، روح القدس.

  • بهائيان را نجس مي دانند چون كافر هستند. و اما در مورد نجاست كافر به مطالب زير توجه فرماييد:جواب اجمالي:بسياري از فقها و مراجع تقليد كافران و مشركان غير اهل كتاب را نجس مي دانند. نجاست كافر و مشرك به معناي آلودگي و كثيفي ظاهري نيست بلكه به معناي خبث باطني و معنوي است. دستور به پرهيز از تماس با آنان نيز حكمتي سياسي، عقيدتي و رواني دارد نه حكمت بهداشتي.

  • حديث غدير به حدي متواتر است كه هيچ كسي نمي‌تواند در صدورش تشكیک كند.( غزالي، ابوحامد؛ سرّالعالمين و كشف ما في الدارين، مكتبة ثقافة الدينية في النجف الاشرف، چاپ دوم 1385، ص 21.) آنقدر نقل شده كه به جرأت مي‌توان گفت؛ هيچ حادثه تاريخي در اسلام به اين حدّ از تواتر نرسيده است.

  • بهائيت، اشكالات و انتقادات وارد بر آنفرقه بهائيت از جمله مسلك‏هاى بشرى بى‏بنياد است كه فاقد اصول، معيارها و ملاك‏هاى دينى قوى و مستند مى‏باشد؛ عقايد و اصول فكرى آن نه تنها فاقد شالوده مستحكم اديان آسمانى است، بلكه از لحاظ اصول و معيارهاى اوليه شكل‏گيرى و منابع مستند، كاملاً ضعيف و غيرعلمى است به همين دليل نقد اين فرقه در قالب انتقادهاى رايج در علوم مربوط به اديان و مذاهب امكان ندارد و به تعبير ديگ

  • بنابر اخبار بسيار زیادی كه از منابع تاریخی و روایی شیعه و سنی نقل شده، آیه ولایت فقط درباره امیر المومنین علی علیه السلام نازل شده است. به طور مثال ثعلبی، ماوردی، قشیری، قزوینی، رازی، نیشابوری، فلکی و طبری در تفاسیر خود آن را ذکر کرده اند.

  • قرآن، بخشى از توراة كنونى را توراة اصلى معرفى مى كند و بخش ديگر آن را تحريف شده و يا مجعول و ساخته علماء يهود مى داند. آيات ذيل بيانگر اشارات فوق است: (و يعلّمه الكتاب و الحكمة و التوراة و الانجيل...و مصدّقاً لما بين يدىّ من التوراة و لأحلّ لكم بعض الذى حرّم عليكم...) (آل عمران: 48 ـ 50). (و كيف يحكّمونك و عندهم التوراة فيها حكم الله...إنّا انزلنا التوراة فيها هدى و نور...) (مائده: 44 ـ 45).

  • جزوه اي اخيرا در اين رابطه تنظيم شده است كه به نظر شما مي رسانيم. دراين جزوه علاوه بر معنا شناسي, پيشينه شناسي و تميز ميان عرفان راستين و تصوف دروغين , به انحرافات و بدعت هايي که جاهلان از صوفيه در دين گذاشته اند نيز اشاره شده است.

  • ابوحفص، عمر بن خطاب بن نفيل عدوي، در حدود سال 13 عام الفيل، در مكه معظمه به دنيا آمد و پس از ظهور اسلام توسط حضرت محمد(ص)، بسان ساير اهالي مكه با اين پديده جديد مخالفت و دشمني مي نمود و در اين راه سخت گير و متعصب بود و حتي به خاطر مسلمان شدن خواهرش فاطمه بنت خطاب و همسرش سعيد بن زيد، با آنان مشاجره و دعوا نمود و چنان ضربتي بر سر خواهرش وارد ساخت كه سرش را شكسته و خون را بر سر و صورت او جاري ساخت.(

  • تحريف تورات از نظر تاريخى و علمى قطعى است، بر اين مسأله دلايل بسيارى وجود دارد. برخى از آنها در لابلاى مطالب مرتبط به تحريف متون مقدس مسيحيت از نظر خواهد گذشت، زيرا عهد عتيق مسيحيان همان كتاب مقدس يهوديان است كه مشتمل بر تورات نيز مى‏باشد. افزون بر آن دلايل مستقلى بر تحريف يا بشرى بودن تورات كنونى وجود دارد كه برخى از آنها از قرار زير مى‏باشد: يك.

کاتولیک‌

کاتولیک‌ به‌ معنای‌ کلی‌ و عموی‌ است‌ و در اصطلاح‌ دینی‌ مسیحی‌، در مورد کلیسای‌ عام‌ و جامع‌ گفته‌ می‌شود ؛ نیز در مورد کلیسای‌ منشعب‌ نشدة‌ قدیم‌ و کلیسای‌ غربی‌ منشعب‌ شده‌. کلیسای‌ منشعب‌ شده‌ شرقی‌ به‌ نام‌ ارتدوکس‌ و منشعب‌ شده‌ غربی‌ به‌ نام‌ کاتولیک‌ شناخته‌ شده‌ است‌.
آغاز و عوامل‌ انشقاق‌ : در آغاز که‌ کلیسا به‌ دو بخش‌ ارتدوکس‌ و کاتولیک‌ تقسیم‌ شد، به‌ دو جهت‌ بود:
الف‌ ـ عامل‌ سیاسی‌ ـ اجتماعی‌ : به‌ نوشتة‌ جان‌ ناس‌:
«اثر مستقیم‌ فتوحات‌ مسلمانان‌ یک‌ نتیجة‌ عمده‌ به‌ بار آورد ؛ یعنی‌ کلیسا را به‌ دو قسمت‌ تجزیه‌ کرد. امپراتور لئو سوم‌، در قسطنطنیه‌، پس‌ از آن‌ که‌ لشکر مجاهدین‌ عرب‌ را در کنار بوسفور شکست‌ فاحش‌ داد، برای‌ جلوگیری‌ از خطر نفوذ تعالیم‌ اسلام‌ به‌ بعضی‌ اصطلاحات‌ مذهبی‌ مصمم‌ شد و از این‌ سبب‌ پاپ‌ گرگوریوس‌ دوم‌ را ناراضی‌ ساخت‌ .
امپراتور ملاحظه‌ نمود که‌ اسلامیان‌ و حتی‌ بعضی‌ از خود مسیحیان‌ کلیسا را در معرض انتقاد قرار داده‌اند و احترام‌ به‌ حد پرستش‌ را که‌ نسبت‌ به‌ تصاویر و تماثیل‌ مقدس‌ در نمازخانه‌ها معمول‌ می‌شود، نوعی‌ از بت‌ پرستی‌ می‌شمارند. از این‌ رو در سال‌ 726 میلادی‌ فرمانی‌ صادر کرد و نصب‌ تصاویر را در کلیساها قدغن‌ فرمود. این‌ اولین‌ قدمی‌ است‌ که‌ در طریقة‌ صورت‌ شکنی‌ در عالم‌ مسیحیت‌ به‌ ظهور پیوست‌، ولی‌ این‌ عمل‌ واکنش‌ شدیدی‌، هم‌ در مشرق‌ و هم‌ در مغرب‌، به‌ وجود آورد. در مشرق‌ امپراتور با نیروی‌ نظامی‌ فرمان‌ خود را اجرا کرد، ولی‌ در شهر رم‌ به‌ واسطة‌ بعد مسافت‌ از اجرا و حکم‌ قیصر سرباز زدند و پاپ‌ جلسة‌ شورای‌ مذهبی‌ تشکیل‌ داد و فتوایی‌ صادر کرد که‌ هر کس‌ بر خلاف‌ احترام‌ صورت‌ و تمثال‌، در کلیسا باشد، از جرگة‌ اهل‌ ایمان‌ خارج‌ است‌ و در حقیقت‌ پاپ‌ امپراتور را تکفیر کرد. امپراتور در برابر این‌ عمل‌ برای‌ تنبیه‌ پاپ‌ ناحیة‌ سیسیل‌ در جنوب‌ ایتالیا را از حوزة‌ حکومت‌ پاپ‌ خارج‌ ساخت‌ و تحت‌ امر بطرک‌(1) یونان‌ قرارداد. شمال‌ ایتالیا در آن‌ وقت‌ به‌ تصرف‌ قبایل‌ «لومبارد» درآمده‌ بود و آن‌ها تهیة‌ حمله‌ و فتح‌ شهر روم‌ را می‌دیدند. از این‌ رو پاپ‌ وضع‌ مشکل‌ و خطرناکی‌ پیدا کرد و ناگزیر از شارل‌ مارتر که‌ در فرانسه‌ لشکر اسلام‌ را شکست‌ داده‌ و شهرت‌ و قدرتی‌ عظیم‌ پیدا کرده‌ بود، استمرار جست‌... این‌ پادشاه‌، شارلمانی‌، که‌ نسبت‌ به‌ کلیسا نهایت‌ احترام‌ را رعایت‌ می‌کرد، اول‌ سال‌ 800 میلادی به‌ روم‌ آمد و در روز عید میلاد مسیح‌، پاپ‌ لئوسوم‌ تاج‌ امپراتوری‌ را بر سر او نهاده‌ و از آن‌ پس‌ امپراتور مقدس‌ اعلام‌ گردید. این‌ واقعه‌ در حقیقت‌ آغاز انفصال‌ عالم‌ مسیحیت‌ به‌ دو قسمت‌ بود، و چند سال‌ بعد از آن‌ امپراتور روم‌ شرقی‌ (قسطنطنیه‌) ملقب‌ به‌ لئو پنجم‌ این‌ لقب‌ «مقدس‌» را برای‌ شارلمانی‌ شناخت‌ و از آن‌ زمان‌ رسماً امپراتوری‌ روم‌ (و با لمال‌ کلیسای‌ روم‌) به‌ دو قسمت‌ شرقی‌ و غربی‌ منقسم‌ گردید.»(2)
ب‌ ـ عامل‌ اعتقادی‌: جان‌ دربارة‌ اختلافات‌ اعتقادی‌ بین‌ عالمان‌ کلیسا می‌نویسد:
«آوگوستینوس‌ اصلی‌ را تعلیم‌ داد که‌ روح‌ القدس‌ هم‌ از اَب‌ ] = پدر [و هم‌ از ابن ] = پسر[‌ متساویا منبعث‌ می‌شود. در سال‌ 589 میلادی‌ شورایی‌ از زعمای‌ کلیسا در اسپانیا تشکیل‌ گردید و متن‌ این‌ اصل‌ را در اعتقاد نامة‌ آتاناسیوسی‌ تحت‌ عنوان‌ و کلمة‌ «فیلیوک‌»؛ یعنی‌ «ابن»‌ گنجانیدند و اضافه‌ کردند‌. متکلمان‌ و لاهوتیان‌ کلیسای‌ شرق‌ بر این‌ عمل‌ اعتراض‌ کردند و گفتند: الحاق‌ این‌ کلمه‌ به‌ معنای‌ نفی‌ مصدریت‌ مطلق‌ از ذات‌ باری‌ تعالی‌ است‌ و در حقیت‌ انکار قدرت‌ کامل‌ الاهی‌ می‌باشد، ولی‌ پیشوایان‌ کلیسای‌ غرب‌ در مبدأ «فیلیوک‌» همچنان‌ ایستادگی‌ نمودند. این‌ کشمکش‌ کلامی‌ چندین‌ قرن‌ بین‌ دو کلیسا معرکه‌ و جدالی‌ شدید بر پا ساخت‌ تا آن‌ که‌ عاقبت‌ در سال‌ 876 شورایی‌ از روحانیان‌ در شهر قسطنطنیه‌ تشکیل‌ شد، و پاپ‌ را به‌ دو دلیل‌، یکی‌ فعالیت‌ سیاسی‌ و دیگر علاقه‌مندی‌ به‌ اصل‌ فیلیوک‌، محکوم‌ به‌ خطا ساخت‌. این‌ فتوا در واقع‌ حق‌ حکومت‌ مطلق‌ بر کلیسا را از پاپ‌ سلب‌ کرد. بالاخره‌ جدایی‌ و انفصال‌ نهایی‌ قطعی‌ بین‌ دو کلیسا در سال‌ 1054 میلادی‌ به‌ وقوع‌ پیوست‌. در آن‌ سال‌ پاپ‌ روم‌ بطرک‌ قسطنطنیه‌ را تکفیر کرد. بطرک‌ نیز پاپ‌ را ملحد ] = کافر[ دانست‌ و از آن‌ سال‌ دو شاخة‌ کلیسای‌ کاتولیک‌ ]و ارتدوکس‌[ هر یک‌ راه‌ دیگری‌ برای‌ خود پیش‌ گرفتند و استقلال‌ یافتند».(3)
تفاوت‌ بین‌ ارتدوکس‌ ها و کاتولیک‌ها: مسیحیان‌ به‌ تثلیث‌ معتقدند (اب‌، ابن‌ و روح‌ القدس‌)
* از نظر ارتدوکس‌ ها روح‌ القدس‌ ناشی‌ از پدر است‌، اما کاتولیک‌ها می‌گویند: ناشی‌ از پسر است.(4)
* کاتولیک‌ها برزخ‌، برائت‌ از گمراهی‌ و عدم‌ امکان‌ اشتباه‌ پاپ را قبول‌ دارند، ولی‌ ارتدوکس‌ها قبول‌ ندارند .
* روحانیان‌ ارتدوکس‌ها ازدواج‌ را بر خود حرام‌ نمی‌دانند، ولی‌ روحانیان‌ کاتولیک‌ حرام‌ می‌دانند.
* زبان‌ مقدس‌ نزد ارتدوکس‌ها زبان‌ یونانی‌ است‌ و مراسم‌ عبادی‌ را به‌ این‌ زبان‌ به‌ جا می‌آورند. ولی‌ کاتولیک‌ها به‌ زبان‌ لاتینی‌ .
* رئیس‌ روحانی‌ فرقة‌ ارتدوکس‌ ها را بطریق‌»(خلیفه‌)ولی‌رئیس‌فرقة‌کاتولیک‌هارا«پاپ‌»خوانند.
* شکل‌ کلیساهای‌ ارتدوکس‌ چهار گوش‌ است‌ و در دو سطح‌ قرار دارد. قسمت‌ مرتفع‌ آن‌ محل‌ اولیای‌ دین‌ و به‌ منزلة‌ آسمان‌ و قسمت‌ پایین‌ محل‌ اجتماع‌ پیروان‌ و به‌ منزلة‌ زمین‌ است‌، ولی‌ در کلیساهای‌ کاتولیک‌ این‌ ویژگی‌ وجود ندارد.(5)
* در کلیساهای‌ ارتدوکس‌ تصاویر عیسی‌ و مریم‌ و قدیسیان‌ نقش‌ بسته‌ است‌ و نزد این‌ فرقه‌ مقدسند، اما در کلیساهای‌ کاتولیک‌ از این‌ها خبری‌ نیست‌ و این ها مقدس‌ نیستند.(6)
پی نوشت ها:
1 . به رئیس و روحانى فرقة ارتدوکس، بطرک یا بطریق گفته مى شود؛ از آن در فارسى به خلیفه (شورى سر خلیفه گری) یاد مى گردد.
2 . جان ناس، تاریخ جامع ادیان، علی اصغر حکمت، ص 646 و 645.
3 . همان، ص 647.
4 . تاریخ ادیان و مذاهب جهان، مبلغی، عبدالله، ج 2، ص 784.
5. همان، ص 790.
6 . جان ناس، همان،‌ص 649.