• حقيقت همه اديان توحيدى - كه پيامبران الهى مروج و مبلغ آن بوده اند - يكى است و بر اصول اعتقادى يگانه - كه از جانب خداوند متعال بيان شده - استوار است.

  • مشهور است كه زرتشت پيامبر بوده است ؛ امّا دليلي قانع كننده در اين باب وجود ندارد. نام وي در هيچ كتاب آسماني يا در گفتار هيچ انسان معصومي به عنوان پيامبر ذكر نشده و دلائل تاريخي متقني نيز وجود ندارد كه وي پيامبر بوده باشد. در اين كه او ادّعاي نبوّت داشته شواهدي وجود دارد ؛ امّا در اين كه در ادّعاي خود صادق بوده دليلي در دست نيست.

  • با توجّه به آيات قرآن، خداوند متعال يقيناً غير از اسلام دين ديگري نيز نازل نكرده است؟! از منظر قرآن، دين تمام انبياء يكي آن هم اسلام بوده؛ يعني دين يكي است و همه ي انبياء نيز آمده اند براي ابلاغ و حفظ و تبيين همان دين. لذا اگر امروزه صدها دين وجود دارد، اينها را خدا نازل نكرده بلكه همه را بشر ساخته است. مثلاً هندوها ابداً دين خودشان را دين نازل شده از سوي خدا نمي دانند.

  • پاسخ اجمالي:
    در تمام اديان مي توان مصاديقي براي شفا يابي پيدا نمود. لكن توجّه شود كه شفا يابي يك شخص، دليل بر درستي عقيده ي او نيست؛ بلكه صرفاً دليل است بر دلشكستگي او و عنايت خدا به وي. همان گونه كه رسيدن روزي عادي از طرف خداي رزّاق به كفّار، دليل بر اين نيست كه خداوند متعال آنها را تأييد مي كند.

  • یکی از پیش‌ فرض‌های دکتر سها در کتاب «نقد قرآن» آن است که پیامبر اسلام(ص) و قرآن کریم به علوم تجربی (اعم از علوم طبیعی و انسانی) توجه نکرده‌اند. و ریشه این عدم توجه را نیز عدم اطلاع از علوم تجربی می‌داند.

  • برای کسانی که مطالب حق و باطل آن‌را تشخیص می‌دهند، اشکالی ندارد. در غیر این صورت، اگر احتمال انحراف عقیده داشته باشد، جایز نیست.
    پاسخ مراجع عظام تقلید نسبت به این سؤال، چنین است:[1]
    حضرت آیت الله العظمی خامنه‌ای (مد ظله العالی):
    برای کسانی که مطالب حق و باطل آن را تشخیص می‌دهند، اشکال ندارد. در غیر این صورت اگر خوف خطر مذهب و یا انحراف عقیده برایش داشته باشد جایز نیست.

  • اهل حق بمعنى مردان حق است، و آن يك مذهب باطنى است كه معتقدان آن بيشتر در مغرب ايران زندگى مى‏كنند.

  • علوي منسوب به علي(عليه السلام) است و در اصطلاح به كسي گفته مي شود كه آن حضرت را بر سه خليفه ديگر ترجيح داده و پيرو اوست. علويان حدود هشت قرن پيش به سرزمين آناتولي آمدند و اكنون حدود يك سوم جمعيت تركيه را تشكيل مي دهند و 20 الي 25 ميليون جمعيت دارند. علويان در تمام مناطق تركيه زندگي مي كنند، ولي بيشتر آنها در غرب تركيه هستند.

  • نخست بايد دانست كه يكي از مهم ترين وظايف پيامبران، به ويژه پيامبران اولواالعزم، هدايت و داوري ميان مردمي است كه به دليل شكل گيري نظام اجتماعي و تزاحم منافع، با همديگر اختلاف پيدا كرده بودند؛ زيرا انسان ها در ابتدا به صورت گروه هاي كوچك و به طور اشتراكي، زندگي مي كردند؛ اما رفته رفته، با پيدايش آتش و فلز و گسترش امكانات، برخي بر برخي سلطه پيدا كردند و بسياري از آنان از هدايت الهي، دور شدند و آن يكپ

  • حضرت نوح نخستين پيامبر از ميان پيامبران اولو العزم است. پيامبران اولو العزم عبارتند از: نوح، ابراهيم، موسي، عيسي و پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله.

کاتولیک‌

کاتولیک‌ به چه معنا است؟

کاتولیک‌ به‌ معنای‌ کلی‌ و عموی‌ است‌ و در اصطلاح‌ دینی‌ مسیحی‌، در مورد کلیسای‌ عام‌ و جامع‌ گفته‌ می‌شود ؛ نیز در مورد کلیسای‌ منشعب‌ نشدة‌ قدیم‌ و کلیسای‌ غربی‌ منشعب‌ شده‌. کلیسای‌ منشعب‌ شده‌ شرقی‌ به‌ نام‌ ارتدوکس‌ و منشعب‌ شده‌ غربی‌ به‌ نام‌ کاتولیک‌ شناخته‌ شده‌ است‌.
آغاز و عوامل‌ انشقاق‌ : در آغاز که‌ کلیسا به‌ دو بخش‌ ارتدوکس‌ و کاتولیک‌ تقسیم‌ شد، به‌ دو جهت‌ بود:
الف‌ ـ عامل‌ سیاسی‌ ـ اجتماعی‌ : به‌ نوشتة‌ جان‌ ناس‌:
«اثر مستقیم‌ فتوحات‌ مسلمانان‌ یک‌ نتیجة‌ عمده‌ به‌ بار آورد ؛ یعنی‌ کلیسا را به‌ دو قسمت‌ تجزیه‌ کرد. امپراتور لئو سوم‌، در قسطنطنیه‌، پس‌ از آن‌ که‌ لشکر مجاهدین‌ عرب‌ را در کنار بوسفور شکست‌ فاحش‌ داد، برای‌ جلوگیری‌ از خطر نفوذ تعالیم‌ اسلام‌ به‌ بعضی‌ اصطلاحات‌ مذهبی‌ مصمم‌ شد و از این‌ سبب‌ پاپ‌ گرگوریوس‌ دوم‌ را ناراضی‌ ساخت‌ .
امپراتور ملاحظه‌ نمود که‌ اسلامیان‌ و حتی‌ بعضی‌ از خود مسیحیان‌ کلیسا را در معرض انتقاد قرار داده‌اند و احترام‌ به‌ حد پرستش‌ را که‌ نسبت‌ به‌ تصاویر و تماثیل‌ مقدس‌ در نمازخانه‌ها معمول‌ می‌شود، نوعی‌ از بت‌ پرستی‌ می‌شمارند. از این‌ رو در سال‌ 726 میلادی‌ فرمانی‌ صادر کرد و نصب‌ تصاویر را در کلیساها قدغن‌ فرمود. این‌ اولین‌ قدمی‌ است‌ که‌ در طریقة‌ صورت‌ شکنی‌ در عالم‌ مسیحیت‌ به‌ ظهور پیوست‌، ولی‌ این‌ عمل‌ واکنش‌ شدیدی‌، هم‌ در مشرق‌ و هم‌ در مغرب‌، به‌ وجود آورد. در مشرق‌ امپراتور با نیروی‌ نظامی‌ فرمان‌ خود را اجرا کرد، ولی‌ در شهر رم‌ به‌ واسطة‌ بعد مسافت‌ از اجرا و حکم‌ قیصر سرباز زدند و پاپ‌ جلسة‌ شورای‌ مذهبی‌ تشکیل‌ داد و فتوایی‌ صادر کرد که‌ هر کس‌ بر خلاف‌ احترام‌ صورت‌ و تمثال‌، در کلیسا باشد، از جرگة‌ اهل‌ ایمان‌ خارج‌ است‌ و در حقیقت‌ پاپ‌ امپراتور را تکفیر کرد. امپراتور در برابر این‌ عمل‌ برای‌ تنبیه‌ پاپ‌ ناحیة‌ سیسیل‌ در جنوب‌ ایتالیا را از حوزة‌ حکومت‌ پاپ‌ خارج‌ ساخت‌ و تحت‌ امر بطرک‌(1) یونان‌ قرارداد. شمال‌ ایتالیا در آن‌ وقت‌ به‌ تصرف‌ قبایل‌ «لومبارد» درآمده‌ بود و آن‌ها تهیة‌ حمله‌ و فتح‌ شهر روم‌ را می‌دیدند. از این‌ رو پاپ‌ وضع‌ مشکل‌ و خطرناکی‌ پیدا کرد و ناگزیر از شارل‌ مارتر که‌ در فرانسه‌ لشکر اسلام‌ را شکست‌ داده‌ و شهرت‌ و قدرتی‌ عظیم‌ پیدا کرده‌ بود، استمرار جست‌... این‌ پادشاه‌، شارلمانی‌، که‌ نسبت‌ به‌ کلیسا نهایت‌ احترام‌ را رعایت‌ می‌کرد، اول‌ سال‌ 800 میلادی به‌ روم‌ آمد و در روز عید میلاد مسیح‌، پاپ‌ لئوسوم‌ تاج‌ امپراتوری‌ را بر سر او نهاده‌ و از آن‌ پس‌ امپراتور مقدس‌ اعلام‌ گردید. این‌ واقعه‌ در حقیقت‌ آغاز انفصال‌ عالم‌ مسیحیت‌ به‌ دو قسمت‌ بود، و چند سال‌ بعد از آن‌ امپراتور روم‌ شرقی‌ (قسطنطنیه‌) ملقب‌ به‌ لئو پنجم‌ این‌ لقب‌ «مقدس‌» را برای‌ شارلمانی‌ شناخت‌ و از آن‌ زمان‌ رسماً امپراتوری‌ روم‌ (و با لمال‌ کلیسای‌ روم‌) به‌ دو قسمت‌ شرقی‌ و غربی‌ منقسم‌ گردید.»(2)
ب‌ ـ عامل‌ اعتقادی‌: جان‌ دربارة‌ اختلافات‌ اعتقادی‌ بین‌ عالمان‌ کلیسا می‌نویسد:
«آوگوستینوس‌ اصلی‌ را تعلیم‌ داد که‌ روح‌ القدس‌ هم‌ از اَب‌ ] = پدر [و هم‌ از ابن ] = پسر[‌ متساویا منبعث‌ می‌شود. در سال‌ 589 میلادی‌ شورایی‌ از زعمای‌ کلیسا در اسپانیا تشکیل‌ گردید و متن‌ این‌ اصل‌ را در اعتقاد نامة‌ آتاناسیوسی‌ تحت‌ عنوان‌ و کلمة‌ «فیلیوک‌»؛ یعنی‌ «ابن»‌ گنجانیدند و اضافه‌ کردند‌. متکلمان‌ و لاهوتیان‌ کلیسای‌ شرق‌ بر این‌ عمل‌ اعتراض‌ کردند و گفتند: الحاق‌ این‌ کلمه‌ به‌ معنای‌ نفی‌ مصدریت‌ مطلق‌ از ذات‌ باری‌ تعالی‌ است‌ و در حقیت‌ انکار قدرت‌ کامل‌ الاهی‌ می‌باشد، ولی‌ پیشوایان‌ کلیسای‌ غرب‌ در مبدأ «فیلیوک‌» همچنان‌ ایستادگی‌ نمودند. این‌ کشمکش‌ کلامی‌ چندین‌ قرن‌ بین‌ دو کلیسا معرکه‌ و جدالی‌ شدید بر پا ساخت‌ تا آن‌ که‌ عاقبت‌ در سال‌ 876 شورایی‌ از روحانیان‌ در شهر قسطنطنیه‌ تشکیل‌ شد، و پاپ‌ را به‌ دو دلیل‌، یکی‌ فعالیت‌ سیاسی‌ و دیگر علاقه‌مندی‌ به‌ اصل‌ فیلیوک‌، محکوم‌ به‌ خطا ساخت‌. این‌ فتوا در واقع‌ حق‌ حکومت‌ مطلق‌ بر کلیسا را از پاپ‌ سلب‌ کرد. بالاخره‌ جدایی‌ و انفصال‌ نهایی‌ قطعی‌ بین‌ دو کلیسا در سال‌ 1054 میلادی‌ به‌ وقوع‌ پیوست‌. در آن‌ سال‌ پاپ‌ روم‌ بطرک‌ قسطنطنیه‌ را تکفیر کرد. بطرک‌ نیز پاپ‌ را ملحد ] = کافر[ دانست‌ و از آن‌ سال‌ دو شاخة‌ کلیسای‌ کاتولیک‌ ]و ارتدوکس‌[ هر یک‌ راه‌ دیگری‌ برای‌ خود پیش‌ گرفتند و استقلال‌ یافتند».(3)
تفاوت‌ بین‌ ارتدوکس‌ ها و کاتولیک‌ها: مسیحیان‌ به‌ تثلیث‌ معتقدند (اب‌، ابن‌ و روح‌ القدس‌)
* از نظر ارتدوکس‌ ها روح‌ القدس‌ ناشی‌ از پدر است‌، اما کاتولیک‌ها می‌گویند: ناشی‌ از پسر است.(4)
* کاتولیک‌ها برزخ‌، برائت‌ از گمراهی‌ و عدم‌ امکان‌ اشتباه‌ پاپ را قبول‌ دارند، ولی‌ ارتدوکس‌ها قبول‌ ندارند .
* روحانیان‌ ارتدوکس‌ها ازدواج‌ را بر خود حرام‌ نمی‌دانند، ولی‌ روحانیان‌ کاتولیک‌ حرام‌ می‌دانند.
* زبان‌ مقدس‌ نزد ارتدوکس‌ها زبان‌ یونانی‌ است‌ و مراسم‌ عبادی‌ را به‌ این‌ زبان‌ به‌ جا می‌آورند. ولی‌ کاتولیک‌ها به‌ زبان‌ لاتینی‌ .
* رئیس‌ روحانی‌ فرقة‌ ارتدوکس‌ ها را بطریق‌»(خلیفه‌)ولی‌رئیس‌فرقة‌کاتولیک‌هارا«پاپ‌»خوانند.
* شکل‌ کلیساهای‌ ارتدوکس‌ چهار گوش‌ است‌ و در دو سطح‌ قرار دارد. قسمت‌ مرتفع‌ آن‌ محل‌ اولیای‌ دین‌ و به‌ منزلة‌ آسمان‌ و قسمت‌ پایین‌ محل‌ اجتماع‌ پیروان‌ و به‌ منزلة‌ زمین‌ است‌، ولی‌ در کلیساهای‌ کاتولیک‌ این‌ ویژگی‌ وجود ندارد.(5)
* در کلیساهای‌ ارتدوکس‌ تصاویر عیسی‌ و مریم‌ و قدیسیان‌ نقش‌ بسته‌ است‌ و نزد این‌ فرقه‌ مقدسند، اما در کلیساهای‌ کاتولیک‌ از این‌ها خبری‌ نیست‌ و این ها مقدس‌ نیستند.(6)
پی نوشت ها:
1 . به رئیس و روحانى فرقة ارتدوکس، بطرک یا بطریق گفته مى شود؛ از آن در فارسى به خلیفه (شورى سر خلیفه گری) یاد مى گردد.
2 . جان ناس، تاریخ جامع ادیان، علی اصغر حکمت، ص 646 و 645.
3 . همان، ص 647.
4 . تاریخ ادیان و مذاهب جهان، مبلغی، عبدالله، ج 2، ص 784.
5. همان، ص 790.
6 . جان ناس، همان،‌ص 649.