جنگهای صلیبی بین مسلمانان و مسیحیان

جنگهای صلیبی بین مسلمانان و مسیحیان چگونه بوده است توضیح دهید؟

جنگهای صلیبی عنوانی است برای مجموعه‎ای از جنگهای میان مسیحیان و مسلمانان كه در سال 1095 میلادی آغاز گردید و پس از هشت جنگ خونین در سال 1291 میلادی پایان یافت.
استفاده از كلمه‎ی صلیب به عنوان نماد مسیحیت، بیانگر آن است كه این جنگها به نام دین آغاز گردید و یكی از مهمترین برگهای تاریخ روابط مسلمانان و مسیحیان را رقم زد.

علل و عوامل آغاز نبرد
مورخان دلایل مختلفی را برای این جنگها شمرده‎اند. برخی معتقدند سختگیری‎های مسلمانان بر زائران اماكن مقدس مسیحی كه پس از استیلای تركهای سلجوقی صورت گرفت مسیحیان را برای تصرف اماكن مقدس تحریك نمود.( الدر، جان؛ تاریخ اصلاحات كلیسا، 1947م. بی‎نا. ص 25)
اما در مقابل، گروهی نیز از اغراض سیاسی و اقتصادی پادشاهان و رهبران مسیحی سخن به میان آورده‎اند.( لوی بیئل، تیموتی؛ جنگهای صلیبی، ترجمه سهیل سمی، انتشارات ققنوس، 1385 ه ش. چاپ اول، ص 11)
رونق كشورهای اسلامی و تمدن آن، برای بسیاری از پادشاهان هوس‌انگیز بود و رؤیای به چنگ آوردن این كشورها همواره یكی از آرزوهای پادشاهان غربی بود.

دعوت امپراطور قسطنطنیه برای جنگ
الكسیس(Alexius) امپراطور قسطنطنیه، برای محقق ساختن این آرزوی دیرینه با ارسال نامه‎ای به پاپ آن زمان از وی خواست تا مسیحیان را برای تصرف بیت المقدس به جنگ فرا خواند.
پاپ اوربان دوم(Urban II) نیز با تشكیل شورایی از كلیساهای غربی موضوع را مطرح ساخت. رهبران كلیسا موافقت خود را با این تصمیم اظهار داشتند و آمادگی خود را برای آغاز جنگ مقدس بر علیه مسلمانان ابراز داشتند.( رانسیمان، استیون؛ تاریخ جنگهای صلیبی، ترجمه منوچهر كاشف، شركت انتشارات علمی و فرهنگی، 1384 ه ش. چاپ اول، ج 1، ص 142)

ناقوس جنگ به صدا در می‎آید
به زودی تبلیغات گسترده‎ای برای جلب نظرمردم آغاز گردید. رهبران مسیحی با عنوان این مسأله كه بیت المقدس، شهر مقدس مسیحیان است و به آنان تعلق دارد مسیحیان را برای جنگ آماده می‎نمودند.
یكی از شخصیتهایی كه نقش بزرگی را در ترغیب مردم به جنگهای صلیبی ایفا نمود راهبی به نام پطرس(Peter the Hermit)بود كه مردم وی را با نام پیر منزوی می‌شناختند.
وی با پوشیدن لباسی زبر و در دست گرفتن صلیبی بزرگ، سوار بر الاغ شده و به مناطق مختلف اروپا سفر نمود و تعداد بی‎شماری را برای این جنگ گرد خویش جمع نمود. (الدر، جان؛ تاریخ اصلاحات كلیسا، 1947م. بی‎نا. ص 25)
پاپ نیز اعلامیه‎ای را منتشر ساخت و به كسانی كه در راه جهاد قدم می‎نهادند وعده آمرزش گناهان را داد: همه‎ كسانی كه در این راه چه در خشكی و چه در دریا یا هنگام جنگ با بت‎پرستان بمیرند، گناهانشان بی‌درنگ پاك خواهد شد. من این را به واسطه قدرت خدا كه به من داده شده است، عطا می‎كنم.( وان وورست، رابرت ای؛ مسیحیت از لابلای متون، ترجمه جواد باغبانی و عباس رسول‎زاده، انتشارات موسسه امام خمینی، 1384 ه ش، چاپ اول، ص 222)
با این حال بیشتر مردم، تنها به امید بهبود شرایط زندگی به جنگهای صلیبی پیوستند و البته نه تنها مردم عادی بلكه رهبران مسیحی نیز از این قاعده مستثنی نبودند. پاپ اوربان دوم در شورای كلرمون خطاب به كشیشها و اسقفهای مسیحی اظهار داشته بود: اورشلیم بهشتی است آكنده از لذات و نعمتها، سرزمینی است به مراتب ثمربخش‌تر از همه‌ سرزمینها. آن شهر شاهی كه در قلب عالم قرار گرفته است از شما تمنا دارد كه به یاریش بشتابید.( دورانت، ویل؛ تاریخ تمدن، ترجمه ابوطالب صارمی و دیگران، شركت انتشارات علمی و فرهنگی، 1378 ه ش. چاپ ششم، ج 4، ص 786)

نخستین جنگ صلیبی:
به زودی ارتشی بزرگ، متشكل از اقشار مختلف مردم تشكیل و راهی بیت المقدس گردید. برخی از مورخین تعداد لشكریان صلیبی را ششصد هزار نفر شمرده‎اند.
لشكر به سوی بیت المقدس راه افتاد و در طی این مسیر طولانی به غارت شهرهایی كه در راهش قرار داشت اقدام نمود. پس از رسیدن به اورشلیم، آن را به مدت یك ماه تحت محاصره درآوردند و در نهایت موفق به تصرف آن شدند. مهاجمین پس از ورود به شهر به كشتاری دست زدند كه نمونه‎ آن كمتر در تاریخ دیده شده است.
آنان هر یهودی و مسلمانی را كه دیدند چه بزرگ و چه كودك از دم تیغ گذراندند و شهر را تبدیل به حمام خون نمودند.
یك مورخ غربی این واقعه را چنین توصیف می‎كند: تنها در داخل معبد سلیمان، ده هزار سر از بدن جدا گردید و پای انسان تا قوزك در دل خون فرو می رفت. دیگر چه بگویم؟ حتی یك تن جان به در نبرد. حتی از جان زنان و كودكان هم نگذشتند.( لوی بیئل، تیموتی؛ جنگهای صلیبی، ترجمه سهیل سمی، انتشارات ققنوس، 1385 ه ش. چاپ اول، ص 91)
به این ترتیب نخستین جنگ صلیبی، پس از سه سال به پایان رسید.

دومین جنگ صلیبی:
در سال 1145 میلادی، مسلمانان اقدام به بازپس گیری شهر ادسا كه دارای اهمیت فراوانی بود نمودند.
خبر بازپس گیری این شهر به رم رسید و پاپ را بر آن داشت تا دوباره برای تسخیر این شهر مردم را به جنگی دیگر فرا خواند.
به زودی قوای مسیحیان به سوی ادسا رهسپار شد. این بار لشكر به دو بخش تقسیم شد و از دو مسیر جداگانه به سوی این منطقه رهسپار شدند.
اما این بار، تركهای سلجوقی از این فرصت سود جسته و در دو مرحله، هر دو بخش سپاه صلیبی را شكست دادند و نزدیك به دو سوم این لشكر را نابود كردند.
پس از این شكست، نیروهای صلیبی از پای ننشستند و پس از تجدید قوا تصمیم گرفتند تا به دمشق كه شهری استراتژیك برای مسلمانان به شمار می‌آمد حمله كنند و آن را به تصرف خویش در آورند.
لشكر صلیبی علی‌رغم آنكه در اولین برخورد خویش توانست به پیروزیهایی دست یابد اما به دلایلی نامعلوم، فرماندهان سپاه دستور عقب نشینی را صادر كردند و پس از گذشت چند روز بدون آنكه به نتیجه‌ای برسند راه بازگشت به اورشلیم را در پیش گرفتند.( رانسیمان، استیون؛ تاریخ جنگهای صلیبی، ترجمه منوچهر كاشف، شركت انتشارات علمی و فرهنگی، 1384 ه ش. چاپ اول، ج 2، ص 285-330)
برخی از تبانی فرماندهان لشكر با والی دمشق سخن به میان آوردند اما این نیز تنها در حد یك احتمال بود. علل این عقب نشینی هرگز فاش نشد و به رازهای سر به مهر تاریخ پیوست.
به مدت چند دهه، صلح تقریبی میان كشورهای اسلامی و مسیحیان برقرار بود تا اینكه رنو دوشاتیون ، شاهزاده‌ی انطاكیه در سال 1187 م در عملی ناجوانمردانه با حمله به كاروان تجاری مسلمانان كه عازم زیارت مكه بود خشم آنان را برانگیخت. وی اموال كاروان را غارت نمود و به این نیز اكتفا نكرده و دستور قتل عام مردان كاروان و به اسارت گرفتن زنان و كودكان را صادر نمود.
در این زمان، صلاح الدین ایوبی، حكمران سوریه از رنو خواست تا اسیران را آزاد كند و دیه‌ی كشته شدگان را نیز بپردازد اما رنو با بی‌توجهی حتی از پذیرفتن نماینده‌های صلاح الدین نیز سرباز زد.
صلاح الدین با تشكیل لشكری بزرگ به سوی اورشلیم حركت كرده و پس از دو هفته محاصره‌ی این شهر موفق به تسخیر این شهر گردید.( لوی بیئل، تیموتی؛ جنگهای صلیبی، ترجمه سهیل سمی، انتشارات ققنوس، 1385 ه ش. چاپ اول، ص 122- 125)

سومین جنگ صلیبی:
سقوط اورشلیم، طوفانی از وحشت و خشم را در میان مسیحیان برانگیخت. بار دیگر لشكر صلیبی عزم خود را جزم نمود تا اورشلیم را به تصرف خویش درآورد. سپاه صلیبی به رهبری شخصی به نام ریچارد كه بعدها به ریچارد شیردل معروف گشت به اورشلیم حمله نمود اما با مقاومت سرسختانه‌ صلاح الدین و نیروهای تحت فرمان وی مواجه گشت. در نهایت، صلاح الدین پیش قدم گردید و پیمان صلحی را با ریچارد بست. بر اساس این پیمان، مسیحیان از این پس می‌توانستند آزادانه برای زیارت به شهر اورشلیم مسافرت كنند و بدینسان سومین جنگ صلیبی پایان پذیرفت.( آ.كوریك، جیمز؛ قرون وسطای پسین، ترجمه مهدی حقیقت‌خواه، انتشارات ققنوس، 1385 ه ش. چاپ اول، ص 93)

چهارمین جنگ صلیبی:
در سال 1204م مسیحیان با حمله به شهر قسطنطنیه، این شهر را به تصرف خویش در آوردند و یكی از هولناكترین وقایع تاریخ را رقم زدند. آنان به محض ورود به این شهر اقدام به كشتاری بی‌سابقه نمودند. آنان به هیچ كس رحم ننمودند و حتی كودكان را نیز به فجیع‌ترین حالت به قتل رساندند. عجیب آنكه حتی كلیساهای این شهر نیز از چپاول آنان در امان نماند.( رانسیمان، استیون؛ تاریخ جنگهای صلیبی، ترجمه منوچهر كاشف، شركت انتشارات علمی و فرهنگی، 1384 ه ش. چاپ اول، ج 3، ص 149 -150)

پنجمین جنگ صلیبی:
پاپ در سال 1218م برای بار دیگر مسیحیان را به فتح مصر ترغیب نمود و لشكر صلیبی را به این منطقه گسیل داشت. بلند پروازیهای رهبران مسیحی كاری را از پیش نبرد. چرا كه فرانكها كه همواره در جنگها به یاری این سپاه پرداخته بودند زیر سایه‌ صلح از زندگی مناسبی برخوردار بودند و از همراهی لشكر صلیبی سرباز زدند. در نهایت صلیبیان بدون آنكه به هدف مشخصی دست یابند به اروپا بازگشتند.( لوی بیئل، تیموتی؛ جنگهای صلیبی، ترجمه سهیل سمی، انتشارات ققنوس، 1385 ه ش. چاپ اول، ص 152)

ششمین جنگ صلیبی:
این واقعه را اگرچه در تاریخ به عنوان جنگ ثبت نموده‌اند اما حقیقت آن است كه در طی آن هرگز خونی ریخته نشد. چرا كه فردریك دوم، پادشاه آلمان پس از رسیدن به سرزمین مقدس در سال 1229م دریافت كه مسلمانان دیگر علاقه‌ای برای فرمانروایی بر اورشلیم ندارند. سلطان مصر با فردریك به توافق رسید و اورشلیم را در اختیار فردریك قرار داد و جنگ ششم صلیبی بدون آنكه خونی ریخته شود پایان پذیرفت.( همان، ص 153)

جنگهای صلیبی هفتم و هشتم:
اورشلیم به مدت پانزده سال در دست مسیحیان باقی ماند تا اینكه برخی از مسلمانان كه از عمل پادشاه مصر ناخشنود بودند به اورشلیم حمله كرده و آن را به تصرف خویش در آوردند. شاه لوئی نهم بر آن شد تا شهر مقدس را به دست بیاورد. وی در سال 1250 به اورشلیم حمله نمود اما مقاومت سرسختانه‌ی مسلمانان، نه تنها نقشه‌ی لوئی را نقش بر آب كرد كه خود وی نیز به اسارت مسلمانان درآمد. وی پس از پرداخت غرامتی سنگین آزاد گردید.( دورانت، ویل؛ تاریخ تمدن، ترجمه ابوطالب صارمی و دیگران، شركت انتشارات علمی و فرهنگی، 1378 ه ش. چاپ ششم، ج 4، ص 814)
آخرین جنگ صلیبی نیز در پی تصرف انطاكیه در سال 1268 توسط مسلمانان صورت پذیرفت. لوئی نهم، برای بار دیگر بر آن شد كه بخت خویش را بیازماید. بنابراین به اتفاق پسرانش، هشتمین مرحله‌ی این نبردها را سازماندهی كرد اما عمر وی كفاف نداد و با وفات وی در سال 1270 م آخرین جنگ صلیبی پایان یافت.( آ.كوریك، جیمز؛ قرون وسطای پسین، ترجمه مهدی حقیقت‌خواه، انتشارات ققنوس، 1385 ه ش. چاپ اول، ص 97)
پس از وی شهرهایی كه مسیحیان به تصرف خویش در آورده بودند یكی پس از دیگری توسط مسلمانان فتح گردید. عكا آخرین شهری بود كه از سیطره‌ی صلیبیان خارج گردید و با فتح این شهر در سال 1291م، دوران استیلای مسیحیان بر شهرهای اسلامی پایان پذیرفت.